
صنایع شیطانی
بخشی از کتاب:
کیمایا نوجوانی قوی و خوشچهره که در شهر آسمان زاده و هرگز زمین را ندیده بود به همراه پدرش بر لبه شهر نشسته، غروب سرخ و مبهم خورشید را تماشا میکرد. او با اینکه در سنین نوجوانی به سر میبرد، اما به سبب تمرین زیاد فنون جنگ عضلاتی نیرومند بسان جنگجویان نامآور شهر داشت. ابرهای سیاه زیر پاهای او و پدرش گاه به شکل چهره زشت جادوگر درآمده و ناپدید میگشتند. او از کودکی آموزش صنعتگری میدید، اما بیشتر از هر چیز از مطالعه کتاب مقدس و یادگیری فنون جنگ لذت میبرد. هرچه آسمان با عظمت و زیبا به نظر میرسید، زمین زیر پایشان ترسناک و مه آلوده مینمود. لحظهای به عضلات نیرومند و ریش بلند پدر خیره شد؛ او همیشه از تماشای پدرش بزرگترین و سلحشورترین جنگجوی شهر آسمان و فرمانده سپاهیان شهر لذت میبرد. او میخواست شبیه به پدرش بشود. به او افتخار میکرد. اهالی شهر آسمان به پدرش لیوای هیولاکش میگفتند. از مدتها پیش میخواست که با پدر گفتگو کند، اما لیوا زیاد نمیتوانست به خانوادهاش بپردازد.
نویسنده: کیانوش سبزی پور
لینک دانلود این اثر با اجازه خود نگارنده منتشر شده است. همراهان علاقه مند جهت حمایت از نویسنده می توانند کتاب را از « طاقچه و فیدیبو » دریافت نمایند؛👇
موضوعات مرتبط: صنایع شیطانی
برچسبها: دانلود کتاب های ترسناک , دانلود رمان های ایرانی , رمان ترسناک ایرانی , کتاب صنایع شیطانی
